به گزارش پایگاه اطلاعرسانی مجمع جهانی اهل بیت(ع): چهارمین اجلاس مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت(ع) تحت عنوان «اهل بیت عليهم السلام محور اتحاد و انسجام اسلامی»، همزمان با نشست مقدماتی همایش بین المللی امام سجاد عليه السلام، در تاریخ ۲۷ تا ۲۹ مرداد ماه ۱۳۸۶، با حضور بیش از ۵۰۰ نفر از نخبگان و فرهیختگان و علمای جهان تشیع از حدود صد کشور جهان و با مشارکت تنی چند از مسئولین و علمای ایرانی در محل سالن اجلاس سران برگزار گردید.
جناب آیت الله آصفی، از اعضای شورای عالی مجمع عمومی مجمع جهانی اهلبیت از کشور افغانستان که در این اجلاس حضور نداشت، پیامی برای این اجلاس صادر کرده بود که توسط آیت الله یوسفی غروی قرائت شد. وی در این پیام نکاتی پیرامون ابعاد سیاسی و اجتماعی زندگی امام سجاد(ع) بیان نموده است. مشروح سخنان وی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
مدتی است که صحبت از ضریح های ائمه طاهرین در عتبات مقدسه عراق است – عراقی که اینک مجروح است – به خصوص تبدیل و تعویض ضریح حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام. نمی دانم قصایدی که بر روی این ضریح جدید مطهر نوشته شده است یا نوشته خواهد شد چه اشعاری است.
شاید این آخرین باری باشد که ما قصیده مرحوم سید جمال هاشمی گلپایگانی رضوان الله علیه را که بر ضریح کنونی حضرت ابو الفضل العباس سلام الله عليه نقش بسته است مشاهده می کنیم.
دوست میدارم به عنوان یاد آوری از صاحب امروز که چهارم شعبان و میلاد ابو الفضل العباس است ابیاتی از این قصیده را برای شما بخوانم
به کل نازله ترفع ضريحك مفزعنا الأمنع
ضریح تو در هر بلا و فتنه ای که برخیزد محکم ترین پناهگاه ما است
وبابك للخلق باب نجاه تلوذ بعروته الروع
و درت باب نجات خلق است که هر ترسانی به دستگیره اش دست می یازد
أبا الفضل والفضل ينما إليك فأنت لألطافه منبع
تو ابوالفضلی و فضیلت به تو منسوب میشود و تو منبع الطاف آن هستی
على كل شاهقة يرفع و يا بطل الطف هذا لواك
ای قهرمان کربلا اینک این پرچم تو است که بر فراز قله ها در اهتزاز است
هو الشمس في آفاقها يسطع وراسك يرفع فوق القناة
سر تو بالای نیزه است که چون خورشید شعاع خود را به افقها می افک
بها كل مكرمة تسجع و كفاك مقطوعتا نغمة
و دو دست دو نغمه ناتمام است که نقطه عطف هر کرامت و بزرگواری است
إخاء بذكراه أدمعنا تهمع وقدست من شاهد للـ
تو نمونه مقدس برادری هستی که با یاد آن اشک های ما بی امان می ریزد
إليه قوافلنا تسرع ضريحك كعبة وفد الولاء
ضریح تو کعبه کاروان ولایت است که کاروانهای ما به سرعت به سویش می آیند
لكم وتسيل به الأدمع لشيعتكم فيه يعلو الأنين
در آنجا ناله شیعیانتان برای شما بلند شده و اشکشان سیل آسا سرازیر می گردد
من به دلیل کمبود وقت جلسه به عنوان نمونه ای از نوشته برادرم حضرت علامه آیت الله آصفی که برای همین جلسه به قلم ایشان نوشته شده که بیش از ۴۰ صفحه است و به زودی به دست شما میرسد به خواندن مقدمه آن اکتفا می کنم.
ابعاد سیاسی و اجتماعی زندگی حضرت امام زین العابدين عليه السلام
شیوه سیاسی خلفای بنی امیه در تحمیل قدرت خود بر جهان اسلام و سرکوب هر تحرک اعتراض آمیز مسلحانه یا سیاسی در دو کلمه خلاصه می شود:
۱. فاسد کردن
۲. ترساندن
روشن است که این سیاست همان سیاست معاویه بن ابی سفیان است و او که بنیان گذار این سلسله است این سیاست را نیز بنیاد نهاد و یزید بن معاویه همین سیاست دوگانه در تثبیت حکومت بنی امیه را از پدرش به میراث برد و در به کار گیری زور و فساد زیاده روی کرد و آشکارترین موارد به کار گیری زور و کشتار در دوران کوتاه حکومت او روی داد. واقعه كربلا، واقعه حره و پس از آن به آتش کشیدن خانه کعبه در سه سال متوالی – چنانکه میدانید – از این جمله بود.
همان سه سالی که او پس از پدرش حکومت را در دست داشت و تا جایی که توانست از فساد نیز کوتاهی نکرد؛ و به هرزگی و بی بند و باری و شرب خمر و دریدن پرده محرمات خداوندی پرداخت؛ به اندازه ای که فغان و فریاد هیئتی از فرزندان صحابه که برای ارزیابی کار او از مدینه به قصر او در شام رفته بودند بلند شد.
اما علی رغم زشتی بیش از حد جنایاتی که یزید بن معاویه بعد از پدرش مرتکب آنها شد که شامل خشونت بیش از حد و ایجاد رعب و فساد و افساد در شام و عراق و حجاز بود که به شهادت امام حسین علیه السلام و اهل بیت آن حضرت آن هم با آن صورت هولناک و قتل عام حرم شریف نبوی مدینه پیامبر صلی الله علیه و آله و کشتار صحابه و فرزندان صحابه و تابعین در کنار حرم شریف نبوی منجر گردید و علی رغم اینکه آن خبیث در قصر خود و در برابر دیدگان همه مسلمانان آشکارا به هتک حرمت حدود خداوند و محرمات الهی می پرداخت و همه این امور در حالی اتفاق می افتاد که هنوز پنجاه سال از وفات صاحب رسالت یعنی رسول خدا نگذشته بود؛ آری علی رغم همه اینها تاریخ ذکر نکرده است که در آن روزگار در حجاز عراق یا شام قیام ها و انقلابهای مردمی گسترده، یا چیزی از این قبیل در برابر سیاست اموی ایجاد وحشت و به فساد کشاندن جامعه که در زمان معاویه و پسرش یزید بنیاد نهاده شد، به وقوع پیوسته باشد.
به جز حرکت اعتراض آمیز و مسلحانه ای که مختار بن ابی عبیده ثقفی رحمه الله بعد از هلاکت یزید، آن را در کوفه رهبری کرد یا قیام مسلحانه محدودی که توابین در عراق آن را رهبری کردند.
البته فاجعه حره و جنایاتی که یزید بن معاویه در آن مرتکب شد نیز در گستره جهان اسلام در آن روزگار همچون عراق و شام و حجاز و مصر دیگر کشورهای اسلامی چندان بازتاب منفی قابل توجهی نداشت؛ به جز اعتراضاتی جداً محدود آن هم فقط در عراق و حجاز.
انسان در تفسیر این سکوت مطلق و فراگیر مسلمانان در برابر جنایات بنی امیه در آن روزگار حیران می ماند. کتاب هایی که در بیان تاریخ این دوران به رشته تحریر در آمده هم هیچ اشاره ای به تفسیر این سکوت مطلق و فراگیر و دلیل خود داری مردم از اعتراض در برابر سیاست بنی امیه ندارد؛ دلیل این سکوت هم این است که هدف از تألیف این کتابها غالباً بیان رویدادها است نه تحلیل و تفسیر سیاسی.
اما ما در میان مورخان جدیدی که حوادث این دوره تاریک از تاریخ اسلام را به رشته تحریر در آورده اند نیز هیچ کدام را نیافتیم که برای تفسیر این سکوت مطلق و عدم اعتراض در برابر بنی امیه و و عدم مقاومت در برابر آنها، تلاشی کرده باشد و مورخان جدید در این باب به روش گذشتگان خود که صاحبان تواریخ مدون هستند عمل کرده اند. در حالی که مورخان جدید تحلیل و تفسیر و نقد علمی را از بخشهای اصلی مسئولیت مورخان امروز می شمارند اما به رغم این مطلب در بحث های تاریخی معاصر نیز هیچ تفسیری برای این پدیده قابل ملاحظه در آن برهه از تاریخ مسلمانان نخوانده ایم.
ما در تحلیل این پدیده بر این عقیده ایم که سیاست ترساندن و به فساد کشاندن از زمان به دست گرفتن قدرت توسط معاویه به موفقیت آشکاری رسیده و توانسته جهان اسلام را به سکوت و عدم اعتراض در برابر سیاستهای بنی امیه و ترجیح دادن عافیت و سلامت خود بر رو به رو شدن با عمال بنی امیه عادت بدهد.
بنی امیه انتظار وقوع حرکات و اعتراضات سیاسی یا مسلحانه را از حرمین شریفین در حجاز داشتند؛ چرا که فرزندان صحابه و تابعین در آن دیار زندگی میکردند که پس از شهادت امام حسین و یارانش رضوان الله عليهم در عراق چنین هم شد.
انسان وقتی روش بنی امیه را در چگونگی به اطاعت در آوردن حرمین شریفین در مکه و مدینه نسبت به سیاست ترساندن و افساد بنی امیه مطالعه میکند به تعجب در می آید.
خشونت به حدی رسید که کشتار و قلع و قمع و سر بریدن صحابه و فرزندانشان و تابعین در مدینه به دست مسلم یا مسرف بن عقبه برای احدی قابل تصور نیست.
در سرکوب قیام ابن زبیر در مکه که قصد گرفتن حکومت از آل امیه و به حکومت رساندن آل زبیر را داشت چنان شد که سپاهیان حرم مکه را به محاصره در آوردند و کعبه شریف را با منجنیق به آتش کشیدند. سیاست افساد بنی امیه در حرمین شریفین چنان بود که موسیقی و طرب را به این دو شهر وارد کردند و لهو فساد را به صورت هولناکی در آنها ترویج نموده و با صرف مبالغ قابل توجه از بیت المال، مردان و زنان آوازخوان و مطرب را از شهرهای مختلف جهان اسلام به این دو شهر وارد کردند؛ به گونه ای که در شبهای بیض در منی که وقت تجمع حجاج از سراسر جهان اسلام است تا به مصالح خود بیاندیشند، به جای دعا و تضرع به درگاه خدا و خضوع در برابر او مجالس شب نشینی همراه با لهو و موسیقی دایر گردید.
کافی است آنچه ابوالفرج اصفهانی اموی در کتاب الاغانی و دیگر مورخان در باره این برهه از تاریخ آورده اند را مطالعه کنیم تا به عمق فاجعه ای که در آن زمان به دست آل امیه بر مسلمانان رفته است پی ببریم؛ این فاجعه همان اشاعه لهو و فساد در حرمین شریفین بود تا امنیت حکومت از ناحیه اعتراضاتی که ممکن بود از ناحیه این دو شهر سلطنت و حکومت بنی امیه را تهدید کند تأمین شود. حال اگر وضعیت حرمین شریفین به این صورت باشد وضعیت سایر بخش های کشور اسلام از مصر و عراق و ایران و شام چگونه بوده است؟ این سیاست دو گانه ترساندن و فاسد کردن فایده ای را که بنی امیه به دنبال آن بودند داد؛ یعنی استحکام سلطنت آنان در جهان اسلام که در آن روزگار کشور پهناوری بود و تنها نیرویی که در این برهه از زمان در برابر بنی امیه مقاومت میکرد مبارزان شیعه بودند و بنی امیه نتوانستند این مبارزان را در برابر سیاستهای خود خاضع کنند و به رغم همه وسایلی که برای گذشتن از این گردنه و به اطاعت در آوردن شیعه از راه ترساندن و فاسد کردن به کار گرفتند نتوانستند این مبارزه را نابود کنند.
مبارزه خوارج اما نتوانست در برابر خشونت طولانی بنی امیه مقاومت کند؛ حرکت خوارج حرکتی انتحاری، انفعالی شعاری و غیر عقلانی بوده برنامه مطالعه شده ای برای رو به رو شدن با قدرت سلطه و افساد بنی امیه نداشتند و به همین جهت خوارج نتوانستند به مدت طولانی در برابر بنی امیه تاب بیاورند و این حرکت به سرعت به پایان رسید و نزدیک بود بعد از خشونت شدیدی که حجاج بر ضد آنان اعمال کرد نقش آنان از تاریخ اسلام زدوده شود.
اما حرکت اهل بیت و شیعیانشان حرکتی بود که ویژگی آن عقلانیت احتیاط سری بودن، کتمان شدید، تقید، تقیه و دوری از انفعال و خشونت بود.
امامی که صاحب امروز است یعنی حضرت امام زین العابدین علیه السلام از شیعیان خود می خواست تا از حالت خشونت شتابزدگی و کمی کتمان – که گاه در برخی از شیعیان کم تجربه دیده میشد – بر حذر باشند و می فرمود: « ووددت والله إنى افتديت خصلتين في الشيعة ببعض لحم ساعدى النزق وقلة الكتمان ؛ به خدا سوگند دوست میداشتم که تکه ای از گوشت ساعد دستم را فدا میکردم تا دو ویژگی در شیعه نباشد شتابزدگی و کمی کتمان.
اهل بیت همواره به شیعیان خود تأکید میکردند که نفس خود را حفظ کنند و در مبارزه با قدرت بنی امیه کتمان تقیه، تعقل، دقت و برنامه ریزی مرحله ای را در پیش بگیرند. این امر درست در وقتی بود که اهل بیت شدیدا طالب قطع رابطه آشکار با بنی امیه بوده، هر گونه کمک به ستمگران را رد کرده از آنان بیزاری جسته، یاری کردن به آنان را به هر شکلی از اشکال تحریم نموده بودند.
این سیاست محتاطانه عقلانی در مبارزه با حکومت اموی توانست از شیعیان اهل بیت در خط مبارزه محافظت کند.
اگر بگوییم که در عرصه سیاسی آن روزگار – از زمان حضرت امام حسن در عصر حکومت معاویه تا پایان حکومت بنی امیه – این تنها جبهه مبارزه سیاسی، بلکه قوی ترین و شدیدترین جبهه مبارزه نیز بوده است سخنی به گزاف نگفته ایم.
به همین جهت بنی امیه در جنگ با شیعیان اهل بیت تعقیب و ریشه کن کردن آنان، تنگ کردن دایره زندگی بر ایشان به زندان انداختن کشتن و قطع کردن حقوق آنها کوتاهی نمی کردند و این برهه از حکومت بنی امیه از سخت ترین برهه های تاریخ بر اهل بیت و شیعیانشان بوده است.
آقای آصفی در یک صفحه باقی مانده از این مقدمه چگونگی وضعیت شیعه و تحت فشار قرار داشتن آنان در آن روزگار و در مقابل برنامه هایی را که با ارشاد و راهنمایی ائمه اهل بیت و در آن عصر خاص، توسط حضرت امام زين العابدين عليه السلام انجام میشد و نشان دهنده چهره هشیار آن حضرت است، بر می شمارد.
به من اشاره شده که وقت تمام شده و من حتی به میزان خواند این یک صفحه هم وقت شما را نمی گیرم اما عناوین بحث که انشاء الله به دستتان خواهد رسید بدین گونه است:
سیره امام زین العابدین پس از بازگشت از سفر شهادت در کربلا به اندازه ای که به موضوع بحث ما ارتباط پیدا می کند در محورهای زیر تنظیم شده بود:
۱. محور سیاسی در کیفیت برخورد با حکومت بنی امیه و عمال و یاوران آنان؛
۲. محور تربیتی در ساخت جماعت صالحان و
۳. محور اجتماعی در شیوه تعامل با امت اسلام
این سه محور مهمترین نقاط بحث برادرمان حضرت علامه آصفی در حدود سی صفحه از این رساله است که به طور متوسط برای هر کدام ده صفحه اختصاص یافته است.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته