آیت‌الله سیدجعفر مرتضی عاملی: از روایات آشکارا و به صراحت بر می‌آید که مرزداری دفاع از کیان اسلام و مسلمین است

آیت‌الله سیدجعفر مرتضی عاملی: از روایات آشکارا و به صراحت بر می آید که مرزداری دفاع از کیان اسلام و مسلمین است؛ اعم از دفاع از عرض و آبرو، چه دفاع از جان و خون این همان مرزداری مطلوب واجب و مورد علاقه اسلام است زیرا همواره لازم است از کیان اسلام و اهل ایمان دفاع شود و از خون و اموال و عرض و ناموس و وطن و شرف آنان پاسداری گردد و این امری است که هیچ کس با آن مخالفتی ندارد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع جهانی اهل بیت(ع): چهارمین اجلاس مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت(ع) تحت عنوان «اهل بیت عليهم السلام محور اتحاد و انسجام اسلامی»، همزمان با نشست مقدماتی همایش بین المللی امام سجاد عليه السلام، در تاریخ ۲۷ تا ۲۹ مرداد ماه ۱۳۸۶، با حضور بیش از ۵۰۰ نفر از نخبگان و فرهیختگان و علمای جهان تشیع از حدود صد کشور جهان و با مشارکت تنی چند از مسئولین و علمای ایرانی در محل سالن اجلاس سران برگزار گردید.

جناب آیت‌الله سیدجعفر مرتضی عاملی، از اعضای مجمع عمومی مجمع جهانی اهل‌بیت از کشور لبنان نیز مهمان این اجلاس بود. وی در این اجلاس به ایراد سخنرانی پرداخت و نکاتی پیرامون تاریخ و سیره زندگانی امام سجاد و دعای مرزداران امام و بحث‌های پیرامونی جنگ و دفاع از مسلمین و کیان اسلام بیان نمود. مشروح سخنان وی به شرح زیر است:

 

بسم الله الحمن الرحيم

والحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على خير خلقه أجمعين محمد وآله الطيبين الطاهرين واللعنة على أعدائهم أجمعين إلى قيام يوم الدين

در آغاز میلاد مبارک حضرت امام حسین صلوات الله و سلامه عليه امام سجاد صلوات الله و سلامه عليه و ولادت حضرت عباس بن على بن ابى طالب صلوات الله و سلامه عليهما را به محضر ولی الله اعظم صلوات الله و سلامه عليه مراجع و رهبران امت علمای اسلام همه مؤمنین و به شما دانشمندان گرامی و برادران عزیز، تبریک و تهنیت عرض می کنم.

اما بعد؛

موضوعی که مایلم آن را مطرح کنم درباره حضرت امام زین العابدین علیه السلام است: موضوع مورد بحث، سیاست جنگی در دعای آن حضرت در حق مرزداران است؛ طبعاً پرداختن به چنین موضوعی به صورت عجله ای و مختصر حق آن را ادا نخواهد کرد. اما امیدوارم که خداوند متعال اهل دانش و فضل را توفیق عنایت کند تا به کنکاش بیشتر در این دعای شریف بپردازند و گنج ها و گوهرهای نهفته در آن را چنانکه شایسته آن است استخراج کنند.

من به دلیل اینکه آنچه در این باب به رشته تحریر در آورده ام به لحاظ طولانی بودن مناسب این مجلس نیست باید خلاصه ای از آن را اینجا قرائت کنم و قبل از آن باید نکته ای را متذکر شوم؛

نکته اول:

پاسخ به یک سؤال، امام سجاد علیه السلام در این دعا برای مرزدارانی که از مرزهای کشور اسلام حفاظت می کنند و رزمندگانی که با دشمنان اسلام که در کمین اسلام و مسلمین نشسته اند می جنگند دعا فرموده است؛ و ما می دانیم این مرزداران و جنگجویان همه در آن روزگار تحت امر حکومت اموی بودند، و باز می دانیم که حکومت اموی با اهل بیت علیهم السلام و خصوصاً حضرت امام حسین علیه السلام و اصحاب آن حضرت و همچنین با خود امام سجاد علیه السلام چه ها کرده اند؛ آیا ممکن است این نوع دعا کردن را علامت رضایت آن حضرت از حکومت اموی دانست و آن را اینگونه تفسیر کرد؟

البته این امر غیر معقول است؛ پس دعا کردن آن حضرت برای مرزداران را چگونه باید تفسیر کرد؟ با مراجعه به احادیث شریفه این اشکال حل میشود؛ زیرا این احادیث متضمن مطالبی است که رفع کننده تشویش از ذهن است. در هر حال به اختصار می گویم:

این دعای شریف، کسانی را که مورد دعای خیر قرار داده چنین معرفی میکند آنان دارای نیکوترین، شریف ترین و با فضیلت ترین اوصاف هستند؛ آنان مؤمنان برگزیده و بهترین بندگان صالح خدا به شمار می روند. امام سجاد در موارد متعددی از این دعای شریف این افراد را با چنین صفاتی توصیف میکند؛ بنا بر این معقول نیست که افرادی با چنین خصوصیات از مردمان گناهکاری باشند که خود را از اعوان و انصار ستمگرانی سرکش و گناهکار قرار دهند که صفحات تاریخ را تا روز قیامت به جنایات خود آلوده اند.

معقول نیست این دعا درباره مردمی باشد که قصدشان از مرزداری حمایت از چنین حکومت های ستمگری باشد. این امری است که خود این دعا بدون نیاز به هیچ دلیل بیرونی آن را نفی و ابطال می کند.

از روایات آشکارا و به صراحت بر می آید که مرزداری دفاع از کیان اسلام و مسلمین است؛ اعم از دفاع از عرض و آبرو، چه دفاع از جان و خون این همان مرزداری مطلوب واجب و مورد علاقه اسلام است. زیرا همواره لازم است از کیان اسلام و اهل ایمان دفاع شود و از خون و اموال و عرض و ناموس و وطن و شرف آنان پاسداری گردد و این امری است که هیچ کس با آن مخالفتی ندارد.

در این صورت هدف این دعا تقویت چنین کسانی است. حتی اگر به فرض دست از این سخن برداریم و این موضوع را اینچنین تفسیر نکنیم حد اقل این است که امام علیه السلام این دعا را با این هدف انشاء فرموده است که به دست ما (آیندگان) رسیده، مبنا و ملاکی صحیح در دعا برای مأموران مرزدار حکومت اسلامی، به دست بدهد؛ تا برای هر مأمور مرزی با شرایط کامل مرزداری شرعی و هر جنگجوی اسلامی که جنگ و جهادش مشروع و مطلوب از جانب خدای تعالی باشد چه در زمان معصوم و چه در زمان غیبت معصوم یا در زمان حکومت نایب عادل و جامع الشرایط معصوم، اینچنین دعا کرده شود.

در این صورت امام (علیه السلام) این دعا را به ما می آموزد تا از آن بهره مند شده و با تأیید اهل جهاد – البته از این گونه مردم که توصیف آنان گذشت – پاداش الهی را کسب کنیم؛ مجاهدانی که در راه خدا با دشمنان خدا و دشمنان انسانیت می جنگند؛ آنان که همه شرایط جهاد را دارا بوده و در پاسخ به فرمان الهی جهاد می کنند.

نکته دوم:

من سعی کردم این دعا را از این دیدگاه مورد بررسی قرار دهم که امام صلوات الله وسلامه علیه از ما نخواسته است با مضامینی که آن حضرت در این دعا بیان فرموده فقط دعایی خوانده باشیم؛ بلکه این امور را از خدا خواسته تا ما را به نوعی به تلاش برای حاصل کردن و محقق ساختن این مضامین تشویق کند.

در این صورت اشکالی در تلاش برای رسیدن به این مضمون نبوده بلکه امری محبوب و مطلوب است؛ حتی اگر در حد خواستن آن از خدا باشد. لذا اگر ما برای رسیدن به این مهم با استفاده از وسایل و راه های مشروع تلاش کنیم مانعی از این کار نیست؛ زیرا آنچه از خدا خواسته میشود تلاش برای رسیدن به آن نیز با استفاده از وسایل مشروعه نیز صحیح است. بر این اساس سعی کردم این دعای شریف را از رهگذر این خصوصیت، مورد دقت قرار دهم.

ما می توانیم از اشارات و کنایات این دعای شریف مقتضیات علمی جملات وارده در آن و دلالتهای مستقیم آن را از ظهورات و غیره درک کنیم. ما می توانیم چیزهای بسیاری از این دعا درک کنیم اما من سعی کردم بعضی از جملات آن را که مورد استفاده قرار می گیرد، خلاصه کنم.

در ابتدا به دو مطلب اشاره میکنم – البته با صرف نظر از جزئیاتی که در دعا برای این دو مطلب آمده – این دو مطلب عبارتند از:

۱. قدرت اقتصادی و تکیه بر موضوع اقتصاد؛ چه نسبت به مرزداران و چه نسبت به مجاهدان بر ما است که با دشمن جنگ اقتصادی کنیم و بر ما است که خود را با راه های مختلف اما مشروع از این ناحیه تقویت کنیم. این امری است که این دعای شریف به صورت آشکار و متنوع و فروان به آن عنایت و اهمیت ورزیده است و نیازی به ذکر جزئیات نیست چون ممکن است برای این کار حتی بیشتر از آنچه نوشته شده به درازا بکشد.

۲. در اینجا نکته دیگری نیز هست که ممکن است بگوییم یا باید بگوییم که این دعا در چندین مورد و به صورت آشکار عنایت ویژه ای به آن دارد و نیازمند به توضیح زیاد نیست و آن نکته بحث کسب اطلاعات از دشمن است. به دست آوردن اطلاعات صحیح و دقیق از همه جزئیات و در همه امور از بزرگ و کوچک حتی از افراد دشمن و شرححال آنها و نام و صفات و اخلاقشان و هر چیزی که در باره آنها است.

همچنین هر گونه معلوماتی با شؤون جنگ و آمادگی برای برنامه های جنگی در ارتباط است. جمع آوری اطلاعات امری بس مهم است و در این دعا به صورت چشمگیری در رابطه با موضوع جنگ میان مؤمنان و دشمنانشان به آن اهمیت داده شده است. در هر حال ما میتوانیم از این دعا چنانکه گفتم چیزهای برانگیزاننده ای استخراج کنیم.

حال باید نمونه هایی محدود را عرضه کنم که میتوان از این دعای شریف استفاده کرد:

اولاً، این دعا متضمن اشاراتی به بسیاری از مسائل جنگی و نظامی است. به عنوان مثال اشاره دعا به این مطلب که آنچه ابتدا و پیش از هر چیز دیگری مطلوب و مورد نظر است پیشگیری از جنگ است؛ و اینکه جنگ به خودی خود مطلوب نبوده در حد ذات خود هدف نیست؛ بلکه جنگ، یک استثنا است که با هدف دفع تجاوز و دست یافتن به امنیت و رسیدن به صلح مطلوب و معقول به آن مبادرت می شود. و نیز به این دلیل که جنگ در بیشتر اوقات به لشکر کشی بیهوده تبدیل میشود که نتیجه آن به هدر دادن امکانات و نیروها است.

اما پیشگیری نیروها را حفظ میکند و آنها را به وسیله ای سازنده و عاملی برای پیشرفت تبدیل کرده و آنها سببی برای صلح و آرامش فردی و اجتماعی در یک سطح می سازد.

بنابراین باید نیرویی ساخت که توان اداره جنگ به نفع اهل ایمان را داشته باشد و این خود از مهمترین وسایل پیشگیری و بازداشتن دشمن از این است که در حال یا آینده به حمله و تجاوز فکر کند این امر به اهل ایمان فرصت زندگی در سایه آرامش و صلح و پس از آن به دست آوردن آسایش و شکوفایی و در نتیجه، افزایش توان را داده تا از این راه به فراغتی برسند که خدای متعال را عبادت کنند از این راه است که عبودیت ما در برابر خدای متعال به کامل ترین صورت شکل میگیرد و بر همین اساس است که خدای تعالی فرموده است: (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباط الخیل ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید).

تمام آنچه بیان داشتم را میتوان از فقرات این دعا استفاده کرد. مضامینی را که بعد بیان خواهم داشت نیز اینچنین هستند.

ثانیا، این دعا، همچنین به تأمین نیروی جنگی لازم اشاره دارد که در اموری همچون نفرات کافی، سلاح، تجهیزات، تأمین نیازمندی های مختلف از قبیل وسایل نقلیه و غیره همچنین ایجاد استحکامات دفاعی امور مهندسی دفاعی لازم آماده سازی عرصه های عملیاتی مطابق با نیازهای مختلف نظامی و امثال اینها نمود پیدا می کند. این امر را نیز می توان از همین دعا استفاده کرد.

چه اینکه از طرف دیگر، علاوه بر اموری که بیان داشتیم قدرت جنگی به چیزهای دیگری نیز نیازمند است؛ اموری همچون انگیزه اعتقادی روحیه روابط دوستانه میان رزمندگان ایثارگری برنامه ریزی درست پیش بینی تحرکات دشمن توجیه نیروها آموزش مناسب با شرایط نبرد تحمل صبر ابتکار در به کار بردن شیوه هایی که برای دشمن غیر منتظره باشد به دست آورن اطلاعات کافی اطلاع از همه تحرکات و شئون دشمن به صورت پیوسته و…؛ که همه این مطالب از این دعای شریف استفاده میشود.

ثالثا، همچنین از این دعا استفاده میشود که توان رزمی به وجود آمده ممکن است در طول جنگ دستخوش فرسایش گردیده و متلاشی شود و بنا بر این دائماً نیازمند ترمیم است؛ راه حل این مشکل، معمولاً وقفه هایی با هدف سازماندهی مجدد در جنگ است. اما برنامه اسلام این است که این تجدید قوا ذاتی و درون جوش بوده، نیازمند به سازماندهی مجدد نباشد. این تجدید قوای ذاتی از خود جنگ سرچشمه میگیرد که سرزندگی ناشی از آن، روحبیداری و ایمان و انگیزش احساسات و روحیه و ایمان را به وجود می آورد؛ آنجا که هر رزمنده ای هدف را در برابر چشمانش می بیند و با پایداری و ثبات و اطمینان و صلابت و اراده به سوی آن می شتابد.

روشن است که از دیدگاه اسلام خواست فرد و انگیزه و ایمان او مهمترین اساس و مبنای پیروزی است و سایر عوامل اگر چه در به دست آمدن پیروزی تأثیر دارند اما به لحاظ حجم و توان به پایه این عامل نمی رسند. زیرا فردی که باید از عده و عده و استحکامات و برنامه ریزی و امثال اینها در جهت به دست آوردن پیروزی استفاده کند، اگر دارای اراده و صبر و قدرت و دوراندیشی و نشاط و ثبات قدم و امثال اینها نباشد هیچ کدام از موارد یاد شده بالا نمی تواند در به دست آمدن پیروزی او نقشی داشته باشد فقرات این دعای شریف این مسئله را نیز به صورتی آشکار بیان داشته است.

رابعا، دعا بر این نکته نیز تاکید دارد که بهترین برنامه ریزی ها و آماده سازی های فراگیر و دقیق جنگی، هرگز نمی تواند به فرماندهان جنگ چنان آرامش فکر و راحتی خیالی بدهد که از پیروزی در جنگ مطمئن باشند، بلکه همواره نگرانی و اضطراب بر آنها چیره است. فرماندهان، همواره از این مسئله بیم دارند که سربازان انضباط لازم را مراعات نکنند یا برنامه های تعیین شده را به درستی به موقع اجرا در نیاورند و همین نگرانی ها ممکن است موجب از دست دادن تعادل فکری فرماندهان، در حال درگیری با دشمن گردد و این امر به نوبه خود تبعات چندی را در پی خواهد داشت.

ترس از درگیر شدن، ترس ،غریزی سرگشتگی و عدم اتخاذ تصمیمات درست و تردید در اجرای برنامه ها، مشغول شدن فکر به حفظ جان خود در حال و آینده و اضطراب و آشفتگی و ناتوانی از تمرکز و غیره دیگر مسئله ای که در جنگ از نظر اسلام مطلوب است کشاندن جنگ به زمین دشمن است تا همواره در سرزمین خود در حال ترس زندگی کند و دائماً مراقب باشد؛ چرا که هیچ قومی در دل خانه خود مورد حمله واقع نمی شوند مگر اینکه خوار میشوند یا به خواری کشانده می گردند.

اگر جنگ آشکار است و فرا خوانی نیرو به پا است اکتفا به حفظ مواضع در داخل کشور اسلام و منتظر حمله دشمن به آن مواضع بودن صحیح نیست؛ زیرا دفاع نوعی موضع گیری آنی است که طرف ضعیف تر، برای متوقف کردن حمله دشمن و تهیه نیرو و امکانات برای انتقال به مرحله هجوم از آن استفاده میکند زیرا در هر حال این هجوم است که نهایتاً تکلیف معرکه جنگ را روشن و نهایی میکند.

چه اینکه بهترین حالت دفاع نیز استفاده از ضد حمله است؛ زیرا قوای دشمن در هنگام هجوم، آشکار و بدون استتار هستند و در معرض تهدید مستقیم قرار دارند؛ زمین دشمن نیز در زمان تهاجم آمادگی کافی را برای دفاع نداشته بلکه – چنانکه گفتیم – برای هجوم آماده شده است. همه این مطالب نیز از این دعای شریف برداشت می شود.

دیگر اینکه ضروری است قوای مسلمانان در یک منطقه متمرکز نشود و در نتیجه مناطق دیگر خالی از نیرو باشد؛ بلکه لازم است حالت توازن در انتشار نیروها حفظ شود؛ علاوه بر این مطلوب اسلام این است که اهل هر ناحیه از مرز، از ناحیه خود دفاع کنند و نیروهایی که ارتباطی با آن منطقه ندارند پیشقدم نشوند. این نکته ای است که دعای شریف به درستی بر آن تأکید کرده که هم آشکار و هم بسیار مهم است. زیرا اگر اهالی یک منطقه از خاک و وطن خود دفاع کنند بسیار مؤثرتر و کارآمدتر خواهد بود و تلاش و کوشش نیروهایی که از مناطق دیگر به آنجا اعزام میشوند در دفاع و عقب راندن دشمن هرگز به پای تلاش و کوشش اهل آن سرزمین نمی رسد. بنا بر این، انتشار گسترده نیروها

در سراسر کشور اسلامی، نقش مهمی در جلوگیری از تجمع قوای دشمن در یک جهت، با هدف شکستن شوکت و قوت مسلمانان دارد؛ چرا که وقتی دشمن نیروهای مسلمانان را در تمام مناطق مرزی کشور اسلامی، حاضر و آماده بیابد به گونه ای که در هر نقطه با یاری گرفتن از کمترین نیرو توان حمله به خاکش را دارند، هیچ وقت به چنین کاری دست نمی زند.

البته چنین انتشار و گستردگی نیروها نیازمند وجود اسلحه و مهمات و تدارکات به مقدار لازم، در همه مواضع و قسمت ها می باشد.

در این صورت هر گاه دشمن اقدام به حمله و شکستن خطوط دفاعی مسلمانان کرد جلوگیری از او نیاز به مؤونه چندانی ندارد؛ چه اینکه در صورت وجود چنین انتشاری اطلاعات لازمه از وضع دشمن نیز به مراتب بیشتر از زمانی است که نیروها در یک جهت تمرکز داشته باشند آمادگی ها نیز به همین نسبت بالا رفته و آشنایی با مردم و سرزمینها و اوضاع موجود آنها، بالفعل حاصل می شود.

در این برنامه لازم است همواره چند هنگ و گردان با استعداد کامل آماده باشند تا بتوانند به موقع به کمک هر کدام از مواضع که نیازمند کمک شدند بشتابند یا برای حمله تکمیلی اقدام کنند و بتوانند دشمن را وادار به عقب نشینی به مواضع خود کرده و از تعرض به نیروهای مقابل خود از مرزداران اهل اسلام باز دارند.

این دعا همچنین از ضرورت شناسایی نقاط قوت و ضعف سخن میگوید که با شناخت آنها، برنامه ریزی صحیحانجام شده و برنامه های دشمن به وسیله این برنامه های کاربردی خنثی می گردد.

این دعا همچنین از ضرورت بر انگیختن اختلافات میان دشمنان و مشغول کردن آنها به یکدیگر و چیره شدن بر توان دشمن و تسلط بر ثبات و حرکت کلی آنها سخن میگوید که همه این امور نشانه قدرت مندی و نفوذ ناپذیری اهل اسلام در مبارزه با دشمنان است. دعای شریف این مهم را در گرو بذل عنایت خاص در اثر گذاری بر نیروهای دشمن – از فرماندهان تا نیروهای عادی – میداند ولو این کار با تلاش در آشفته کردن ذهن فرماندهان در برنامه‌ریزی، یا با پایین آوردن روحیه نیروها و آماده کردن آنها برای پذیرش شکست باشد؛ به گونه ای که همواره احساس خطر کنند و فرصتی برای به خود آمدن و امکانی برای برنامه ریزی درست پیدا نکرده زمام کار از دستشان خارج شود.

دعای شریف همچنین از این مهم سخن به میان می آورد که مقابله به مثل یک حق شناخته شده و مورد قبول در جنگ است البته در شرایطی که دفع تجاوز و تعدی متجاوز به جز آن، از راه دیگری مقدور نباشد. طبعاً چنانکه گفتم سخن همواره به صراحت نبوده و گاه ممکن است با اشاره و کنایه باشد.

همچنین در این دعا می یابیم که کار فرهنگی و تربیتی برای نیروهای خودی امری بسیار لازم و ضروری است که فکر مجاهد را به خدا متوجه ساخته و از غیر خدا منصرف میکند. همچنین از ضرورت سنجش اعتقاد جنگی رزمنده و مرزبان مسلمان و شناسایی اعتقادات جنگی دشمن سخن گفته که بدینوسیله امکان تعامل با او از این ناحیه نیز فراهم می شود.

همچنین از آمیختگی انگیزه دینی و اعتقادی و ایمانی و انسانی با انگیزه های شخصی سخن به میان آورده تا از این طریق انگیزه یک رزمنده هم دفاع از دین خود و هم دفاع از نفس خود باشد؛ چرا که دشمن، خطری است که هم شخص او را تهدید میکند و هم ارزشها و مقدساتش را همچنین از شهادت و اسارت و جایگاه جهادی این دو مقام بحث میکند و همچنین از چگونگی برخورد با خانواده یک رزمنده که پس از اعزام او به جبهه چگونه باید با خانواده و مال و خانه و نزدیکان و هر چیز که با او مربوط است

برخورد شود.

این دعای شریف از امور فراوان دیگری نیر بحث میکند اما من سخن خود را بیش از حد ادامه داده ام و از خداوند متعال برای خود و شما آرزوی بخشش دارم.

والسلام عليكم ورحمة الله.

 

اخبار مرتبط

لینک کپی شد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *