به گزارش پایگاه اطلاعرسانی مجمع جهانی اهل بیت(ع): در حاشیه چهارمین اجلاس بینالمللی مجمع عمومی مجمع جهانی اهلبیت، شرکتکنندگان در این اجلاس به ایراد سخنرانی پرداختند. حجتالاسلام شیخ نعیم قاسم قائم مقام حزبالله نیز در این اجلاس درباره لبنان، اوضاع سیاسی منطقه، سیاستها و عملکرد حزب الله لبنان به ایراد سخنرانی پرداخت. وی در این اجلاس وحدت شیعه و گروههای دیگر در لبنان را مورد تحسین قرار داد و بر آمادهسازی مبلغین به زبانهای مختلف برای انتقال تجربه مقاومت تاکید کرد.
مشروح سخنان قائم مقام حزبالله به شرح ذیل میباشد:
بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على اشرف الخلق مولانا وحبيبنا وقائدنا أبي القاسم محمد وعلى آل بيته الطيبين الطاهرين
سلام بر شما سروران دانشمند برادران و خواهران بزرگوار شرکت کننده در همایش
ما امروز به برکت دعوت مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام در اینجا گرد هم آمدهایم.
در روزی که یادمان ولادت حضرت امام زین العابدين عليه السلام است و ما در این مجال تبرکات خود را به این مناسبت و نیز به مناسبت ولادت با سعادت حضرت امام حسین علیهالسلام و حضرت ابوالفضل العباس و همچنین مراتب انتظار خود را نسبت به ظهور حضرت امام حجت عجل الله تعالی فرجه که ولادتش در پانزدهم همین ماه مبارک است ابراز می داریم.
ما همه معانی بلند در عرصه فکر اخلاق رفتار سیاست جهاد و همه جنبه های زندگی را از پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله عليه و آله و اهلبيت عليهمالسلام آموخته ایم و چون تجربیات خود را به تحلیل مینشینیم از آنان الهام می گیریم و با تعالیم ایشان ارتقا می یابیم و در نتیجه همین تعالیم است که امت اسلام در مقام عمل به رشد و شکوفایی رسیده است.
این سر فصل بزرگ ما را بس است که مولای ما حضرت امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق فرموده است «وَحَلِّنِی بِحِلْیةِ الصَّالِحِینَ، وَأَلْبِسْنِی زِینَةَ الْمُتَّقِینَ؛ خداوندا مرا به زیور صالحان بیارای و زینت پرهیزگاران را بر من بپوشان.» (دعای بیستم صحیفه سجادیه)
از خداوند متعال میخواهیم که ما را تجسم عملی این سخنان قرار بدهد تا نمونه عملی روش اهل بيت عليهم السلام باشیم؛ چرا که تبلیغ و دعوت به عمل و رفتار است نه به سخن و گفتار امروزه می بینیم که زحمات مجاهدان راه اهل بیت سلام الله تعالی علیهم چه تأثیر مثبتی در بر انگیختن سؤال در اذهان داشته و تا چه حد در ملحق شدن خیل عظیمی از مسلمان و غیر مسلمان از سراسر جهان به این مذهب دخیل بوده است؛ زیرا آنان تجربه درخشان و مؤثری را در مقام عمل به چشم دیدند چه استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی قدس سره و پس از ایشان حضرت آیت الله خامنه ای – حفظه الله و رعاه – که بهترین نمونه را برای راه و روش اهل بیت ارائه کرد.
چه آنچه حزب الله در لبنان به انجام رساند که حرکتی جهادی فرهنگی سیاسی بود و توانست در آسمان جهان عرب و اسلام بدرخشد و موجب گردید که مردم حقیقتاً به معرفت اهلبيت عليهمالسلام روی بیاورند و این همان تأثیر عمل و رفتار در تبلیغ است.
شما میدانید که ما در لبنان کار بزرگی کردیم و مورد چنان حملهای قرار گرفتیم که در آن منطقه بی سابقه بود؛ منظورم همان حمله اسرائیل در تموز (آگست / مرداد سال ۲۰۰۶؛ یعنی سال گذشته است. هدف از این تجاوز نابود کردن تشکیلات حزبالله و خلع سلاح این حزب و به دیگر تعبیر ایجاد تغییراتی بود که از لبنان آغاز می شد و اساس آن نابود کردن هرگونه مقاومتی در برابر طرح آمریکایی اسرائیلی بود. این جنگ تنها جنگ با اسرائیل نبود بلکه جنگ با آمریکا و جهان بود؛ چرا که پوشش سیاسی حمله اسرائیل که تقریباً همه جهانیان شاهد آن بودند و حمایت مستقیم آمریکا و دستورات مستقیم این کشور به اسرائیل به شدت آشکار بوده است.
در نتیجه در برابر ما خطری بزرگ در کمین نشسته بود که به نابودی روش جهادی کمر بسته بود؛ همان رویه ای که در عمل و حرکت خود و در موضع گیری و قربانی دادن و شهادت در راه هدف از تعالیم اسلام ناب محمدی الهام گرفته بود.
در اینجا بود که چیزی شبیه به معجزه اتفاق افتاد نصرت بزرگ الهی شامل حال مؤمنان شد که ما را به یاد این سخن خدای متعال انداخت که فرماید: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ؛ چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا باشکیبایان است.» (فراز پایانی آیه 249 سوره بقره)
و نیز ما را به یاد سخن و تعهد خداوند متعال انداخت که: «وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ؛ و یاری مؤمنان حقّی بر عهده ماست!» (فراز پایانی آیه 47 سوره روم)
حال من با کمال صراحت و وضوح به شما میگویم تا برای هیچ شنونده و بیننده ای جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نماند. ما در حزب الله با تمام آنچه آماده کرده بودیم با همه برنامه ریزیهایی که کردیم و با همه شیوه هایی که به تعریف روند کاری ما منتهی میشد در عمل تأیید و یاری الهی را لمس کردیم که ما را وا داشت تا بگوییم این تنها یاری خدا بر مجاهدان ما نبود بلکه این همان یاری و نصرت الهی است که شامل همه مجاهدان و اهل ایمان و آزادگان جهان میشود.
ما از عبارت نصرت و یاری الهی برای اینکه به جهاد حزب الله لباس جدیدی بپوشانیم استفاده نمی کنیم؛ چرا که شما به عنوان مؤمنین به خوبی آثار ایمان و نصرت و تأیید الهی و یاری خداوند به مؤمنان را میشناسید و در چنین مجلسی نیاز به توضیح ندارد. وقتی که این پیروزی به دست آمد قاره ها را در نوردید؛ چرا که این پیروزی پیروزی بر دلها بود؛ چون هیچ کس با هیچ امکاناتی و ضوابط و قوانین بین المللی نتوانست از عشق مردم نسبت به این نصرت و پیروزی الهی جلوگیری کند؛ چرا که این پیروزی مقام و روحیه مردم را بالا برده و عزت اسلام و عزت مردان و مجاهدان اسلام را که در میدان به اهل بیت علیهم السلام اقتدا می کنند به آنان نشان داد.
این پیروزی استراتژیک دارای آثاری است که نه پس از گذشت یک سال و نه تاکنون در حد و مرزی متوقف نشده است.
به اعتقاد ما این پیروزی الهی آثار خود را ده ها سال باقی خواهد گذاشت؛ خاطره شکست اسرائیل نیز ده ها سال تأثیر خود را بر جای خواهد نهاد سبب این است که این نه یک پیروزی در جنگ با دشمن خارجی، بلکه یک پیروزی پیچیده (الحرب المنعطف (؟؟؟) بود پیروزی بر عملیات براندازی یک سازمان که در خط جهاد است. و خط جهاد پیروز شد تا همه معادلات آنها را به هم بریزد و دری را به روی امت بگشاید تا از این جهاد، درس ها بگیرند.
در رابطه با آثاری که ممکن است این پیروزی استراتژیک در آینده داشته باشد در سه عنوان زیر می توان بحث کرد:
اول: این پیروزی اثبات کرد که اسلام میتواند آنچه برای عزت پیروزی سروری و زندگی لازم است به انسان اعطا نماید تا انسان با عزت و شرافتی که به واسطه شریعت الهی به دست میآورد در همین زمان معاصر زندگی کند؛ بر خلاف اعتقاد برخی که میگویند دوران رسالت دیگر به سر آمده است. اما این پیروزی می گوید: دوران رسالت امروزه با درخشان ترین معانی خود از میان مجاهدان و مردان و زنان مؤمن متجلی شده است که در عمل اثبات کردهاند میتوان با تکیه بر اخلاق رسالت و بخشندگی اسلام و دعوت به استقامت که اسلام ناب محمدی ما، مجسم کننده آن است به بهترین شکل مقاومت کرد.
دوم: این پیروزی نمونه ای معاصر در کیفیت اثبات حضور و ابراز وجود بدون پیروی از شرق و غرب بود. در نتیجه نیازی به گرفتن گواهی حسن رفتار از شورای امنیت یا آمریکا یا از کشورهای بزرگ نداریم. وقتی که ما با خدا باشیم و با ملت خود درست رفتار کنیم و رفتارمان را با شریعت سمحه خداوند متعال منطبق نماییم به نمونه زنده درخشانی در جهان تبدیل خواهیم شد. بحمد الله امروز این نمونه مقاوم مایه مباهات ما و شما و هر شریف و آزاده ای شده است؛ چرا که از طرح تکامل یافته ای برخاسته است.
این نمونه ای از مبارزه برای زنده ماندن است نه نمونه ای از جنگ برای ویرانی و کشتار که برخی قصد دارند در منطقة ما آن را براه بیاندازند.
سوم: این پیروزی، حالت معنوی بزرگی در ملت لبنان و دیگر ملتهای منطقه مسلمانان و آزادیخواهان ایجاد کرده است؛ آنان با این پیروزی در فکر تغییر افتاده اند و اینکه میتوانند بر معادلات مسلط شوند نه اینکه در بند معادلات استكبار جهانی اسیر بمانند. اما شکست استراتژیک اسرائیل نیز سه پیامد داشت – حد اقل برای اسرائیل و آمریکا که آثار آنها در آینده آشکار خواهد شد:
۱. نتایج به دست آمده از این جنگ موجب شکست انگیزه آمریکا در ایجاد خاور میانه جدید از دروازه لبنان شد و مشخص کرد که این دروازه طرح خاور میانه جدید را دفن کرده است و آنان باید به دنبال این مرده بگردند و برای آن دروازه دیگری بجویند که از قطار [ تحولات ] جا مانده اند.
۲. در این جنگ ارتشی شکست خورد که در منطقه ما به عنوان ارتش شکست ناپذیر شناخته شده بود. در این جنگ، مترسک منطقه و جهان شکسته شد و نشانه های اضمحلال و فرو پاشی در داخل جامعه صهیونیستی آغاز گردید؛ از استعفاها گرفته تا بدبینی ها تا مهاجرت منفی تا حالت سرخوردگی و بالاخره حالت بغرنجی که اینک جامعه صهیونیستی در آن به سر میبرد.
۳. (که از همه مهمتر است) اینکه بسیاری از اصول و مبانی ثابت در سیاست اسرائیل در هم شکست و آنها باید در برنامه های خود تجدید نظر کرده و به دنبال استنتاج های تازه باشند؛ اسرائیلی ها امروز میبینند اصولی که ظرف مدت پنجاه سال ساخته و پرداخته اند اینک در گردنه مقاومت از تحرک را مانده است.
همه برنامه های آنها بر این اساس پایه ریزی شده بود که مقاومت در منطقه تمام شده و حال آنها فقط باید زمین ها را ببلعند و این بلعیدن را قانونمند کنند.
امروز مقاومت در لبنان و فلسطین و در تمام منطقه به آنها میگوید طرح شما دیگر مرده است و باید در باره این طرح استکباری دوباره بیاندیشید. اینها بارزترین پیامدها در سطح استراتژیک بود.
در اینجا هر قدر بخواهم جوانان حزب الله را توصیف کنم و از خواهران مادران زنان و دخترانمان در زمان جنگ بگویم هرگز نخواهم توانست تصویر کامل و دقیقی از همه جوانب مسئله ارائه نمایم؛ چه آنها که در خط اول مبارزه و نبرد با سلاح مبارزه میکردند و چه آنان که از مجاهدان حمایت و پشتیبانی مینمودند و چه آن دسته که با عزت و اقتدار پشت جبهه را حفظ کردند.
در کنار ما مجاهدانی بودند که سرهای خود را به عاریت به خدا سپرده بودند؛ به خدا سوگند که آنان به محمد و آل محمد عشق می ورزیدند عشقی که هیچ عشقی در دنیا به پای آن نمی رسد.
زنان نیز سختی و تلخی آوارگی و جنگ را تحمل کرده هر کدام از آنان در برابر وسایل تبلیغاتی ایستاده و اعلام می داشتند که تحمل این ناملایمات را دارند؛ همه این امور ما را به یاد حضرت زهرا سلام الله علیها می اندازد و کلاً راه و روش اهل بیت سلام الله علیهم را به ذهن می آورد.
اینها فرزندان ولایت شرعیه هستند فرزندان امام خمینی (قدس سره) استاد معلم و مربی ما صاحب این روش و این خط و در راستای همان مسیر امروز نیز به امام خامنه ای حفظه الله و رعاه اقتدا میکنیم و از خداوند جل و علامی خواهیم که ما را توفیق دهد تا از زمینه سازان حضرت صاحب العصر و الزمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا باشيم.
از خدا می خواهیم که به این جوانان توفیق دهد تا به همراه این امت به این جایگاه رفیع دست یابند.
در اینجا به شما می گویم که مقاومت بر حق است و این مقاومت وجود نخواهد داشت مگر اینکه مسلح باشد؛ بنا بر این حق مقاومت است که برای دفاع از خود و کشورش مسلح باقی بماند و این امر منوط به اجازه هیچ مقامی نیست؛ نه آمریکا، نه شورای امنیت و نه هیچ کس دیگر. ما در وضعیت دفاعی هستیم نه در وضعیت حمله.
من امروز به شما میگویم ما در حالت دفاعی باقی خواهیم ماند اما امکانات لازم برای دفاع را به صورت کامل فراهم خواهیم کرد؛ به گونه ای که اگر اسرائیل روزی از روزها فکر هر گونه عملی را در سر داشته باشد پاسخی سخت تر و تلخ تر از آنچه در تجاوز تموز (مرداد ۲۰۰۶ با آن رو به رو شد را دریافت خواهد کرد.
آنان ما را متهم میکنند که ما جزئی از محور ایرانی – سوری هستیم و اینکه این محور علامت سؤالی را تشکیل می دهد؛ وقتی میگویند که حزب الله بخشی از محور ایرانی – سوری است یا اینکه در جهت ایران حرکت می کند این اصلاً برای ما اتهامی به حساب نمی آید و ما به آنها میگوییم شما شرافتی را به ما نسبت می دهید که ما امیدواریم به خواست خدای متعال همواره برای ما باقی بماند؛ زیرا این محور محور خیر و محور صلاح است.
مگر مشکل ایران چیست؟ جز این است که میخواهد کشوری نه شرقی و نه غربی باشد؟ اینکه افتخار است.
مشکل ایران چیست؟ جز این است که میخواهد از دانش صلح آمیز هسته ای بهره مند باشد؟ اینکه حق او است.
مشکل ایران چیست؟ جز این است که از حقوق ملت ها در راه مقاومت و آزادی دفاع میکند؟ اینکه جداً یک کار مثبت است و از هر انسان آزاده ای در جهان مطلوب است.
این از حقوق ما است که با هر کس که خواستیم هم پیمان شویم. البته این پیمان که آنها از آن سخن می گویند و تا فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و ایران امتداد می یابد در واقع یک پیمان مدون با اصول تشکیلاتی منظم نیست، بلکه آمریکای تجاوز کار برای خود طرحی دارد که هر دولتی با آن طرح به مقابله برخیزد او را طرف مقابل خود دانسته و همه آنها را در یک پیمان تلقی می کند.
البته اینکه در محوری باشیم که مخالف با سیاستهای منحرف و ظالمانه آمریکا است برای ما افتخار است. گاه نیز از ما پرسیده میشود حال که در [ دفع تجاوز تموز ۲۰۰۶ در برابر دشمن موفق شده و این پیروزی استراتژیک را به دست آورده اید جریان شما در داخل لبنان چگونه است؟ بسیار میشنویم که مشکل لبنان حل نشدنی است و حزب الله از اختلافات و درگیریهای موجود بین قوای حاکم و مخالفان آن به نفع خود بهره برداری می کند و راه حل مسقیمی در لبنان نیست.
من با صراحت با شما سخن میگویم؛ جنگیدن با دشمن خارجی صد برابر آسان تر از حل مشکلات سیاسی داخل یک کشور است؛ زیرا در جنگ بیرونی دشمن شناخته شده است و جنگ با او عقب راندن وی می باشد و این مشکلی است که حل آن آسان است.
اما وقتی گرایشات سیاسی در داخل یک کشور متعدد میشود همه شهروندان حق دارند که در آن کشور باشند و در نتیجه برخوردهای سیاسی اجناب ناپذیر خواهد بود و شیوه های اعتراض شیوه هایی است که بسیج ملی و تفاهم و تعاون همگانی را طلب میکند؛ زیرا ما همه فرزندان یک کشور هستیم و هیچ کس این قدرت و اختیار را ندارد که دیگری را کنار بگذارد و سیاست کنار زدن رقبا اصلا در دستور کار ما نیست.
درست است که پیروزی ما بر دشمن اسرائیلی بزرگ بود و به خواست خدا این پیروزی در داخل نیز به بار خواهد نشست، اما این مسئله نیازمند صبر و حوصله است.
مشکل ما این است که اینک در لبنان زمام کار در دست طرف مقابل ما هم نیست بلکه زمام امور سیاسی اینک به دست آمریکا است و آمریکا است که به آنها میگوید موافقت کنید یا موافقت نکنید و ما با این مشکل دست به گریبان هستیم.
به هر حال ما تصمیم داریم که نگذاریم چنین سلطه ای در لبنان حکومت کند و لبنان را به ناکجا آباد ببرد. این جریان خود نیز می داند که قادر به حکومت کردن بر لبنان نیست و چنین خواهد بود تا بفهمد که امکان ادامه حکومت را ندارد.
ما بر این باوریم که پیروزی ما در این است که تا زمان حال استقامت به خرج دهیم و نگذاریم طرح آمریکا لبنان را بگیرد.
اگر امروز جهان را بگردیم و با دقت مطالعه کنیم میبینیم که همه بدبختی های دنیا از آمریکا است؛ گرفتاری ما گرفتاری نزدیکان ما در عراقی که از اشغال آمریکا مجروح است.
ما بر این عقیده ایم که ملت عراق خود باید برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد و با دخالت احدی در امور عراق موافق نیستیم؛ همچنین معتقدیم که نباید کسی مانع از تصمیم گیری ملت عراق برای سرنوشت خود شود. ملت عراق آزاد است که هر کس را خواست انتخاب کند و هر نوع حکومتی را که خواست برای خود برگزیند، آزاد باشد و مقدرات این کشور به دست حکومت منتخب مردم.
این حق عراق است اما آمریکا در صدد تأمین منافع خویش است؛ آمریکا سعی میکند با فتنه انگیری شرایط خود را تحمیل کند.
در فلسطین نیز مشکل از آمریکا است؛ آمریکا بین فلسطینی ها تفرقه میاندازد و از طرف دیگر اسرائیلی ها را تشویق می کند و سلاح و امکانات در اختیار آنها قرار داده همه راه حل ها را خنثی می کند.
مشکل بر ضد ایران نیز از آمریکا است؛ آمریکا به بهانه تو هم ترس از ایران به این کشور اجازه نمی دهد – یا نمی خواهد بگذارد که از دانشی بهره مند شود که همه قوانین بین المللی استفاده از آن را مجاز دانسته اند.
در لبنان هم کردند آنچه کردند؛ در سوریه نیز کردند آنچه کردند و در افغانستان نیز… همه گرفتاریهای منطقه از آمریکا است.
در عمل و در جهان واقعیت هیچ کشور معتدل و هیچ کشور تندروی وجود خارجی ندارد بلکه اینها همه ساخته و پرداخته آمریکا است.
در سطح سیاسی هیچ مشکل و اختلافی میان شیعه و سنی نیست و اگر مشکلی باشد همه ساخته آمریکا است. یک خط آمریکایی وجود دارد که قصدش ایجاد اختلاف مشکل سازی و گره افکنی میان ما است.
سخن خود را با مطلبی به پایان میبرم که از عمل حزب الله در لبنان و گرفتاریهایی که آمریکا در کل منطقه ایجاد کرده الهام گرفته شده است؛ به زودی همه به این نتیجه خواهیم رسید – چون ما به این نتیجه رسیده ایم و آن را به پایان نیز رسانده ایم که مقاومت انتخاب این کشور یا آن کشور نیست پیدا است که زمانی خواهد آمد که مقاومت انتخاب همه کشورهای مواجه با اشغال خواهد بود که همه با نوعی از اشغال در گیر هستند و می خواهد از آن خلاص شوند و اگر غیر از این باشد دستهای اشغال دراز خواهد شد و موجب زبان و آزار بسیاری برای ما خواهد بود.
از مجمع جهانی اهل بیت و خصوصاً حضرت آیت الله یزدی و حجة الاسلام و المسلمین اختری و همه دست اندر کاران این همایش برای این تلاشهای مخلصانه و گرد هم آوردن این جمع پاکیزه کمال تشکر را دارم انشاء الله این شعله باقی بماند و این تلاشهای زیبا در راه اهل بیت علیهم السلام سببی برای انتشار دعوت اسلامی مطابق با این شیوه و با هدف اعلاء کلمه لا اله الا الله ، محمد رسول الله توأم با عمل صالح باشد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.