به گزارش پایگاه اطلاعرسانی مجمع جهانی اهل بیت(ع): چهارمین اجلاس مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت(ع) تحت عنوان «اهل بیت عليهم السلام محور اتحاد و انسجام اسلامی»، همزمان با نشست مقدماتی همایش بین المللی امام سجاد عليه السلام، در تاریخ ۲۷ تا ۲۹ مرداد ماه ۱۳۸۶، با حضور بیش از ۵۰۰ نفر از نخبگان و فرهیختگان و علمای جهان تشیع از حدود صد کشور جهان و با مشارکت تنی چند از مسئولین و علمای ایرانی در محل سالن اجلاس سران برگزار گردید.
آیتالله شیخ باقر شریف قرشی، از اعضای مجمع عمومی مجمع جهانی اهلبیت از کشور عراق نیز مهمان این اجلاس بود. وی در این اجلاس به ایراد سخنرانی پرداخت.
آیتالله قرشی به مناسبت همزمانی همایش حضرت امام سجاد با اجلاس چهارم نکاتی درباره سیره و زندگانی امام سجاد(ع) بیان نمودند. مشروح سخنان وی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست شده و سرم از پیری سپید گشته، و هیچ گاه درباره دعا به پیشگاهت [از اجابت] بی بهره نبودم.
به نام خداوندی که کتاب هدایت را فرو فرستاد و نسیم هایی از رحمت خداوندی و تحیات فراوان و آمیخته به محبت خالص هدیه به ائمه هدی ستارگان اسلام و عترت رسول خدا که کشتی های نجات این امتند.
و بعد، ای برادران عزیز
از مصادیق وفاداری به اسلام و انجام وظیفه نسبت به اهلبیت که ستارگان اسلام و گنجهای دانش در روی زمین هستند، کمر بستن به انتشار افتخارات و فضایل آن بزرگواران در میان مردم است؛ خصوصاً در این عصری که در آن نیروهای سرکشی و ستم در راه مبارزه و جنگ با اسلام و ضربه زدن به سمبل ها و رهبران آن، از یکدیگر پیشی میگرفتند.
از جمله کارهایی که موجب تقدیر و تشکر بوده و باید به فضیلت متصدیان آن اعتراف کرد همین کاری است که مجمع جهانی اهلبیت در انعقاد این همایش انجام داده است؛ تا از بلند مرتبهترین شخصیتی که تاریخ اسلام او را شناخته است؛ یعنی حضرت امام زین العابدین تجلیل و بزرگداشت شود؛ او که دهان دنیا پر از بخشش ها و گوهرهای گرانبها و سایر ملکات فاضله او است. او نه تنها متعلق به مسلمانان و نه تنها متعلق به شیعیان خود است که همچون خورشید متعلق به همه ابنای بشر است هر چند به لحاظ قومی و زبانی و دینی با یکدیگر تفاوت داشته باشند.
برادران قبل از سخن گفتن درباره پیشگامی حضرت امام زین العابدین در نهضت علمی در زمان خود، دوست میدارم که مختصری درباره بلندی اخلاق آن بزرگوار و به کلی خالیبودن حضرتش از منیت و سایر صفاتی که به خاک و خاکیان باز میگردد سخن بگویم.
تاریخ نویسان شمهای از اخلاق بلند آن حضرت را چنین توصیف کردهاند: حضرتش در ماه رمضان دستور میداد گوسفندی سر ببرند و آن را بپزند و چون وقت افطار می شد به غلامان خود امر می فرمود که آن را میان فقیران و درماندگان تقسیم کنند روزی از روزها غلامی که ظرف غذا را حمل می کرد به دلیل داغی ظرف نتوانست آن را به خوبی نگاه دارد و در این حال پایش به طفلی از اطفال امام خورده و ظرف بر روی کودک واژگون شده و موجب وفات آن طفل شد. غلام که از شدت ترس سراپای وجودش می لرزید، زاری می کرد. چون این خبر را به امام دادند سراسیمه به نزد غلام رفت و اول برای تسکین حال غلام وی را در آغوش گرفت و بوسید و فرمود پسرم آیا گمان کردی که من به خاطر فرزندم از تو خونخواهی میکنم؟ هیهات، هیهات تو را در راه خدا آزاد کردم و این چهار هزار درهم را به تو هدیه میکنم و از تو میخواهم به جهت ترسی که به خاطر من بر تو عارض شد مرا حلال کنی.
چه نفس فرشته سانی است این نفسی که از میوههای درخت نبوت و گلهای عطر آگین بوستان امامت است.
از دیگر جلوههای اخلاق بلند آن حضرت اینکه والی مدینه خالد قسری همواره به خانه امام می آمد و آن حضرت و پدر و جدش را را در برابر دیگران ناسزا گفته و دشنام میداد تا با این کار به حکومت اموی دمشق نزدیک شود. اما از قضا، حکومت به دلیل سوء مدیریت و اتهام سرقت از بیت المال حکومت دمشق او را از حکومت، عزل کرد و فرمان داد تا او را بر در مسجد جامع نبوی به خفت و خواری نگاه داشتند و به همه کسانی که وی به ایشان ستم کرده بودند اعلام کردند که بیایند و حق خود را از او بازپس بگیرند. قسری (حاکم عزل شده) گوید:
من از کسی به اندازه زین العابدین نمی ترسیدم؛ چون به او بیشتر از همه بد کرده و با او دشمنی ورزیده بودم. وی ناگهان امام را در کنار خود میبیند که بر حال او تأسف خورده و آمادگی خود را برای کمک به او و وساطت درباره گناهش و نیز برآوردن نیاز مالی وی اعلام میدارد و در این حال بود که قسری از خجالت میخواست که زمین دهن باز کند و او را فرو ببرد؛ پس ناگهان لبهایش باز شد و گفت خداوند داناتر است که رسالت خود را در خاندانی قرار بدهد که خود خواسته است.
اینچنین بود که امام سجاد مثل اعلای اخلاق والا و صفات نیکو بود.
برادران عزیز، اینک به موضوع بحث که پیشگامی حضرت امام زین العابدین در حرکت علمی زمان خودش می باشد باز می گردیم.
من نیز همچون دیگران معتقدم که آن امام تا پایان عمر به دلیل مصیبتهایی که در سرزمین کربلا به او رسید و به همراه بانوان بیت نبوت به اسارت برده شد گریستن را رها نکرد؛ از به یاد آوردن اینکه به دربار ناپاک مولدی جنایتکار، یعنی پسر مرجانه و سپس به دربار یزید برده شده امویان و شامیان از قتل سید و سالار شهیدان و رهبر آزادگان اظهار شادمانی و سرور می کردند.
به اعتقاد ما امام بعد از این فجایع کاری جز گریستن نداشت. اما اگر زندگانی آن حضرت را به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار بدهیم خواهیم دید که ایشان اقدام به ایفای نقش مثبتی در نشر و بسط دانش داشته اند خصوصاً در آن عصر که حاکمان اموی در مبارزه با اسلام جدیت به خرج داده حرکتهای علمی سست شده جهالت و نادانی ترویج می گردید؛ زیرا سیاست ستمگرانه با وفور دانایی و بیداری در مردم امکان بقا و استمرار ندارد.
در این دوران مخوف حضرت امام سجاد اقدام به خریدن و آزاد کردن بردگان فرمود؛ آن حضرت در این بین به این بردگان نیکی و خوش رفتاری کرده و آنان را با انواع معارف و دانشهای گوناگون تغذیه می نمود و با این روش از مدرسه آن حضرت بیش از دویست دانشجو فارغ التحصیل شدند؛ که ما شرح حال آنها را در کتاب خود به نام «حیات الامام زین العابدین» آورده ایم.
این کار سبب شد که این آزاد شدگان رهبری حرکت علمی را بر عهده گرفتند؛ چه اینکه این امر از علل مهم انتشار ولایت اهل بیت در صفوف آنها و پیوستن آنها به هر حرکت سیاسی ضد اموی بود. به هر حال دانشمندان علم قرائت از بردگان آزاد شده و غیر آنان گرداگرد حضرت امام زین العابدین گرد آمده و از سرچشمه سرشار دانشهای آن حضرت سیراب شده و از هدایتش تغذیه می کردند. سعید بن مسیب نقل میکند که دانشمندان و قراء با آن حضرت ملازم بودند و با ایشان برای رفتن از مدینه به مکه همسفر می شدند.
جماعتی از اهل علم با آن حضرت همراه بودند و فتواها و سخنان آن حضرت را که در زمینه حکمت و آداب بیان می فرمود یادداشت میکردند و شرح حال هیچ دانشمندی از دانشمندان آن عصر را در مصر یا حجاز یا عراق مطالعه نمی کنیم مگر اینکه او را از دانش آموختگان مدرسه امام زین العابدین می یابیم.
از جمله تلاشهایی که امام علیه السلام در ساخت یک حرکت علمی به کار بست دعاهای آن حضرت است که به نام «صحیفه سجادیه» نامیده می شود که انجیل آل محمد و از منابع فرهنگ اسلامی است و به حل و فصل مهم ترین مسائل تربیتی اخلاقی اجتماعی و سیاسی پرداخته است.
چه اینکه از دیگر گام های آن حضرت در این راستا «رساله حقوق» آن حضرت است که این رساله نیز از منابع فرهنگ اسلامی است و در آن از حقوق شهروندان بر حاکمان و والیان امرشان بحث شده چنانکه به حقوق حاکمان بر رعیت نیز اشاره شده است؛ حقوق پدران بر فرزندان و فرزندان بر پدران و سایر حقوق بر گرفته از تعالیم اسلام، از دیگر مسائل این رساله است.
امام زین العابدين عليه السلام حقاً از غولهای فکر اسلامی و مؤسسان فرهنگ اسلامی و مواهب و افکار گرانبها و سایر ملکات اخلاقی آن حضرت بی بدیل بوده است.
از مصادیق ادای حق این امام برپایی همین همایش است که زنده نگه داشتن یاد آن حضرت است که در بر دارنده همه ارکان پیشرفت و بالندگی است.
خداوند متعال اجر و پاداش برپا کنندگان چنین محفلی را فراوان گرداند و آنان را به انجام هر کاری که به مردم سود برساند موفق فرماید که او سرپرست این امر و بر آن توانا است و السلام علیکم.